حسن حسن زاده آملى

76

طب و طبيب و تشريح ( فارسى )

[ مسّ بدن ميّت مسلم قبل از غسل ، غسل مسّ ميّت دارد ] اين وجه نيز براى ناظر به عمل تشريح ، اشكال شرعى از قبيل حرمت تشريح و دين پيش نمىآورد . به خصوص اگر موضوع عمل تشريح بدن كافر باشد . آرى اگر بدن مسلم باشد ، مسّ بدنش قبل از غسل موجب غسل مسّ ميت است ؛ و نگاه به بدن و عورتش هرگاه محرم نباشد ، و نظر به عورتش هر گاه محرم غير از زنش بوده باشد حرام است و اگر موضوع تشريح و يا بيمارى و عمل جراحى عورت مرد يا زن بوده باشد مسأله ديگر است . و لكن اين مسائل خارج از مسائل عمل تشريح و تعلق ديه است . 3 - و يا مقصود اين باشد كه مشرّح با تمكّن به بدن كافر ، مرتكب گناه بشود و بدن مسلمانى را تشريح كند و پس از آن ديه قطع هريك از اعضاء را به تفصيلى كه در كتاب ديات آمده است بپردازد . و لكن اين وجه را طريق شرعى نتوان گفت ، زيرا كه شرع چنين اجازه به دو نداده است ، و لكن چون گناه كرده است و بدن مسلم را با تمكن به بدن كافر تشريح كرده است ، وجوب تأديه ديه به دو تعلق مىگيرد . 4 - و يا در معنى « طريق شرعى » چنين گفته شود كه تشريح بدن مسلمان به اذن خود آن مسلمان يعنى به وصيّت او باشد ، و يا به اذن ولىّ او باشد . و لكن اين وجه صرف توهم و پندار است ، زيرا كه شارع رخصت چنين وصيت و اذن را به كسى نداده است . و اگر مسلمانى وصيّت كند كه بدن او را پس از مرگ وى تشريح كنند ، وصيّت او مسموع نيست و مشرّح آن آثم است و مطابق دستور شرع و وجوب تأديه ديه به او تعلق مىگيرد ؛ مگر عناوينى ديگر با آن وصيّت ضميمه شود كه گفته آيد . 5 - و يا مفهوم آن اين باشد كه تشريح بدن ميّت مسلمان مطلقا چه با تمكّن به بدن غير مسلم و چه با عدم تمكّن ، به عنوان تعليم و تعلّم علم تشريح جائز